ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
25
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
و أصلى لظى نار الأسى كلما أرى * مكانك ما قد كان بالأمس خاليا و إن لم يكن يجدى البكاء و لم يعد * على الأسى من ذلك العهد ماضيا و من حق مثلى أن يذوب حشاشة * من الحزن أو يبكى الديار الخواليا خلت من أبى محمود دار عهدتها * تضىء به أرجائها و النواحيا ( إلى آخر القصيدة ) * ( 11 - وفات زبيدهء شاعرهء اسلامبولى ) * وى بطورىكه در « خيرات حسان 2 : 14 » نوشته دختر محمد اسعدى افندى ابن اسماعيل افندى شيخ الاسلام مشهور اسلامبول ، و خود از فضلاء و شعراء و نساء مشهورهء آن شهر بوده ، و در علوم فقه و لغت و ادب مهارتى تمام داشته ، و شعر فارسى و تركى را نيكو مىسروده ، و سلاطين و وزراء اواخر مائهء دوازدهم را مدح نموده و بيشتر وقت خود را بمطالعهء كتب مىگذرانيده ، و اشعار خود را مدون كرده ، و چون پدرش محمد اسعد افندى ، و برادرش شيخ الاسلام شريف افندى نيز شعر مىگفتهاند ؛ ديوان او را بديوان خود ملحق كرده يعنى آنها را در يك مجلد قرار دادهاند ، و بعد از آن ناسخين ؛ اين وضع را رسم كرده كه در استكتاب اشعار اين پدر و پسر و دختر ، اول گفتهء اسعد افندى و بعد ابيات شريف افندى و در آخر ، ديوان زبيده را مىنويسند . و اين زبيده بزوجيت درويش افندى نقيب الأشراف كه از صدور آن عصر بود درآمد ، و پسرش كه فطنت تخلص داشته نيز از مشاهير شعراء شمرده مىشود ، چنانكه در « تاريخ مرادى » فرموده ليكن در كتاب « مشاهير النساء » گفته كه فطنت تخلص همان زبيده است ، و ترتيبى را هم كه در استنساخ دواوين گفتيم ؛ گويد خلاف مشهور است . و بدين بيان كه فطنت تخلص همان زبيده باشد ، در « خيرات حسان 2 : 30 » ثانيا در حرف فاء عنوانى براى او بسته ؛ و اين چند شعر تركى را از او آورده : غزل : كللر قزارر شرم ايله اول غنجه كولنجه * سنبل خم اولور رشك ايله كاكل بوكولنجه عنقاد خى اولورسه دوشر پنجه عشقه * صيد دل شهباز نگاهك سوزولنجه اول غنچه نشكفته اولور گل كبى خندان * شبنم كبى اشك دل شيدادو كولنجه